جامعه و پژوهش

جامعه شناسی برای زندگی

جامعه و پژوهش

جامعه شناسی برای زندگی

جامعه و پژوهش

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جامعه شناسی مردم مدار» ثبت شده است

جامعه‌شناسی مردم‌مدار

علی محمدزاده | يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۱ ب.ظ

جامعه‌شناسی به مثابه‌ی دانشی در خدمت حل مشکلات واقعی مردم

دانشِ جامعه‌شناسی را می‌توان از منظرهای گوناگونی مورد توجه قرار داد. یکی از این چشم‌اندازها، توجه به جنبه‌های کاربردی این دانش در حل مشکلات واقعی مردم است؛ به این معنا که اولویت این رشته پرداختن به مسایل واقعی مردم باشد.

یان کرایب، با تکیه بر ایده‌های باسکار، نظریه‌های جامعه‌شناسی را به سه دسته‌ تقسیم می‌کند:

- متکی به فرد کنشگر(عامل صاحب اراده)؛

- متکی به سطوح ساختاری(جوامع)؛ و

- متکی به ارتباط متقابل فرد کشنگر و ساختارها.

وی متناظر با این سه دسته، نظریه‌های جامعه‌شناسی را در سه عرصه فرمول بندی کرده است:

- نظریه‌های جامعه‌شناسی فردگرا؛

- نظریه‌های جامعه‌شناسی ساختارگرا؛ و

- نظریه‌های جامعه‌شناسی انتقادی.

او تحقق عرصه‌ی سوم، یعنی «انتقادی» را متکی به کنش آگاهانه‌ی افراد برای برپایی ساختارهای مناسب و امکان دگرگون کردن آن‌ها به وقت ضرورت را امری مهم، اما دشوار می‌داند. این عرصه‌ی سوم نزدیک به آن چیزی است که سال‌ها بعد، مایکل بوراووی، در فرمول بندی خود آن را «جامعه‌شناسی مردم‌مدار» (public sociology) نامیده است.

جامعه‌شناسی مردم‌مدار چیست؟

«جامعه‌شناسی مردم‌مدار» اصطلاحی است که برای نخستین بار توسط هربرت گانز، از روسای پیشین انجمن جامعه‌شناسی امریکا، در سال ۱۹۸۸ به‌کار رفت. کسان دیگری چون آلفرد مک‌کلونگ‌لی و جو فیگین نیز درباره‌ی لزوم توجه جامعه‌شناسی به نقشی که باید در عرصه‌ی عمومی ایفا کند و تعهد اجتماعی که باید برعهده گیرد سخن گفته بودند. از سوی دیگر جامعه‌شناسی مردم‌مدار خود را میراث‌دار سنت جامعه‌شناسی انتقادی در آمریکا، با چهره‌های برجسته‌ای چون میلز و گلدنر می‌داند. البته امروز مایکل بوراووی را چهره‌ی شاخص و موثر در گسترش و تثبیت جایگاه این ایده باید دانست.

بوراووی معتقد است در دوران حاضر، جامعه شناسی بیش از پیش از دنیای مورد مطالعه‌اش فاصله گرفته است. او جامعه شناسی مردم مدار را علمی می داند که دغدغه اش گروه های مردمی و روشش آمیختن با آنان است.

بوراووی در بیان ضرورت جامعه شناسی مردم مدار، اوضاع کنونی جهان را این گونه توصیف می کند:

«امروز، در سالهای آغازین قرن 21 اگرچه کمونیسم مضمحل شده و فاشیسم به خاطره ای دهشتناک بدل گشته است، آوارهایی که تمدن از خود به جای می گذارد همچنان بر روی هم تلنبار می شوند. سرمایه داری لجام گسیخته امروزه به سلطه مستبدانه بازار منتهی شده است؛ گفتمانی که حول احیا و استقرار دموکراسی شکل گرفته است اغلب به ابزاری برای سرپوش گذاری بر منافع قدرتمندان، تحدید حقوق شهروندان و حتی اعمال خشونت بدل گشته است».

بوراووی معتقد است بنیانگذاران جامعه شناسی رویکردی اخلاقی به جامعه شناسی داشتند و هدف جامعه شناسی را ساختن یک دنیای بهتر می دانستند، اما امروزه جامعه شناسی از این هدف فاصله گرفته است. به نظر بوراووی، باید علم را به زبان عرفی/ عامه ترجمه کنیم و دانش خود را به میان کسانی ببریم که آن را از ایشان وام گرفته بودیم و به این ترتیب برای جامعه شناسی از نو تار و پودی اخلاقی ببافیم.

از محوری‌ترین نکات در رویکرد به جامعه‌شناسی مردم‌مدار، پاسخ به دو پرسش اساسی است: جامعه‌شناسی برای چه کسی؟ و جامعه‌شناسی برای چه؟ در واقع، در پاسخ به این دو پرسش است که بوراووی به یک نظام تقسیم کار در جامعه‌شناسی می‌رسد و بر این اساس چهار نوع جامعه‌شناسی «حرفه‌ای»، «سیاست گذار»، «انتقادی» و «مردم‌مدار» را از هم متمایز می‌سازد.

اولین گونه‌ی جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاستگذار است. جامعه شناسی سیاستگذار در خدمت هدفی است که کارفرمایش تعیین می کند و درصدد است که برای مشکلات سفارش داده شده، راه حل هایی بیابد و یا به راه حل های موجود مشروعیت علمی ببخشد.

جامعه شناسی حرفه ای، روش های صحیح و آزموده شده را به همراه چارچوب های مفهومی مناسب در اختیار سایر شاخه های جامعه شناسی قرار میدهد.

جامعه شناسی انتقادی، صحت و سقم مفاهیم و فرضیه های هنجاری و توصیفی جامعه شناسی حرفه ای را مورد بررسی قرار می دهد. جامعه شناسی انتقادی می کوشد تا توجه جامعه شناسی حرفه ای را به مواردی معطوف کند که نادیده گرفته شده اند. جامعه شناسی انتقادی در واقع وجدان بیدار جامعه شناسی حرفه ای است؛ همانطور که جامعه شناسی مردم مدار، وجدان بیدار جامعه شناسی سیاستگذار است.

جامعه شناسی انتقادی همچنین دو سوال مهم را طرح می کند: «جامعه شناسی برای چه کسی؟». آیا مخاطبان ما فقط دانشجویان و دانشگاهیان هستند و یا مخاطبانی خارج از دانشگاه نیز برای خود متصوریم؟ به نظر می رسد برقراری ارتباط با گروه های مردمی و دخیل کردن آنان در تحقیقات اجتماعی ضروری به نظر می رسد.

سوال دوم این است که «جامعه شناسی برای چه؟» آیا جامعه شناس فقط باید دغدغه فراهم آوردن ابزاری برای تحقق ارزش های حاکم بر جامعه را داشته باشد یا آن که باید در شکل گیری محتوای این ارزش ها هم مداخله کند؟ این سوال در واقع به تمایز بین عقلانیت ابزاری و عقلانیت ارزشی اشاره می کند.

شمای کلی این بحث در جدول زیر خلاصه شده است:

 

 

مخاطب دانشگاهی

مخاطب غیر دانشگاهی

معرفت ابزاری

جامعه‌شناسی حرفه‌ای

جامعه‌شناسی سیاست‌گذار

معرفت بازتابی

جامعه‌شناسی انتقادی

جامعه‌شناسی مردم‌مدار

 

با این وصف، خصلت آکادمیک جامعه‌شناسی مانعی بزرگ بر سر راه ارتباط آن با گروه های متفاوت مردم در بیرون از مرزهای دانشگاه است. از جمله عوامل این اختلال ارتباطی، بی توجهی چنین جامعه‌شناسی های آکادمیکی به مجاری ارتباط عمومی، از جمله زبانی عامه فهم و نیز رسانه های عمومی است. این امر زمینه ساز گسستی رو به گسترش میان جامعه‌شناسی با مسائلی بوده که مردم در زندگی اجتماعی شان با آنها سر و کار دارند؛ همان مسائلی که تبیین شان از مهم ترین وظایفی بوده که جامعه‌شناسی همیشه بر دوش خود احساس می کرده است.

مایکل بوراووی درصدد طرح این نکته است که در کنار جامعه‌شناسی برخاسته از آکادمی و دانشگاه؛ در کنار جامعه‌شناسی انتقادی و روشنفکرانه؛ در کنار جامعه‌شناسی که طرح‌های بازار و دولت را پیش می برد، جای جامعه‌شناسی‌ای خالی است که مردم را مشاهده کند و هدف را گروه‌های مردمی بداند. این جامعه‌شناسی جدید دغدغه اش مردم و یا به تعبیری درست‌تر، گروه‌های مردمی است. روند مورد نظر جامعه‌شناسی مردم‌مدار، راهی برای شناسایی مسائل و موضوعات جامعه‌اش است. از این روست که جامعه‌شناسی مردم‌مدار در طی گفتگویی دو طرفه با مردم به شناسایی مسائل و موضوعات گروه های مردمی پرداخته و به معنای دقیقتری به «جامعه»‌شناسی روی می آورد. بنابراین، جامعه‌شناسی مردم‌مدار در خدمت مردم و جامعه مدنی است، مخاطبش را مردم می‌داند، برای آنان و به کمک آنان به تولید دانش جامعه شناختی می‌پردازد و مقیاس هایش را نیز متناسب با چنین شرایطی تنظیم می‌کند.

از جمله اهداف جامعه‌شناسی مردم‌مدار می‌توان این چهار مورد را برشمرد: گسترش مخاطبان جامعه‌شناسی، حفظ شرایط گفت‌وگویی در تولید دانش جامعه‌شناسی، رهایی‌بخشی و گسترش تخیل جامعه‌شناختی به واسطه‌ی پیوند میان گرفتاری‌های شخصی با مسائل عام اجتماعی و نیز پیوند میان سرگذشت شخصی و تاریخ اجتماعی. به‌این ترتیب، پیامد مستقیم این نوع جامعه‌شناسی، رشد مطالبات اجتماعی گروه‌های مردمی خواهد بود.

  • علی محمدزاده

آرنت

اشکال مختلف فعالیت انسانی

هانا آرنت، به اشکال فعالیت انسانی می‌پردازد که به نظر او سنت فلسفی غرب به آن اهمیت نداده و اندیشه را از عمل برتر شمرده است. وی سه وجه فعالیت بشر را از هم تمیز می‌دهد:

1- تلاش برای معاش (labour

2- کار خلاق (work) و

3- عمل (action).

تلاش برای معاش، مجموعه فعالیت‌هایی است که لازمه‌ی تأمین معیشت و تداوم بقای آدمی است.  فعالیتی روزمره و مربوط به رفع نیازهای زیستی که در آن انسان چون حیوان اسیر ضرورت‌های زیستی خویش است. حاصل تلاش برای معاش، بازتولید مکرر حیات آدمی است که غایتی فراتر از خود ندارد و طبیعی و اجتناب ناپذیر است. تلاش برای معاش، عرصه‌ی فعالیت اقتصادی و محصور به علایق اقتصادی است.

کار خلاق، فعالیتی است که از طبیعت فراتر می‌رود؛ بر روی آن عمل می‌کند؛ آن را تغییر می دهد و جهانی مصنوعی می‌سازد. جهانی که انسانی و غیر طبیعی و از آن آدمی است. حاصل کار و کوشش انسان به این معنا، وسایل، ابزارها، صنایع، تکنولوژی، آثار هنری و... است. یعنی چیزهایی که بر طبیعت افزوده می‌شود. فرهنگ و تمدن، محصول این کار است؛ این کار ویژه‌ی انسان است و حیوان در آن راهی ندارد.

تلاش برای معاش اجباری و و تکراری وبیهوده است؛ در حالی که کار خلاق فعالیتی است آزادانه و مظهر اختیار آدمی. کار خلاق، بر عکسِ تلاش برای معاش، عملی است ذاتاً فردی.

عمل، عالی‌ترین نوع فعالیت انسان است و اقدام، مبادرت، تهور، انقلاب و حضور در عرصه‌ی عمومی، ابتکار و تجربه‌ی عمل آزاد را شامل می‌شود. عمل، وجوهی تجربی از زندگی آدمی را در بر می‌گیرد که با آزادی در ارتباط است. نتایج این نوع از فعالیت، برخلاف دو نوع پیشین، بر انسان آشکار نیست. از همین رو عمل فعالیتی آزاد است. همین نظم ناپذیری و پیش‌بینی ناپذیری عمل آزاد انسان، سرشت تاریخ و سیاست را رقم می‌زند. عمل خصلتی جمعی دارد و نیازمند حوزه‌ی عمومی است. عمل، عرصه‌ی فعالیت سیاسی است و سیاست، همان عمل آزاد در حوزه‌ی عمومی است.

  • علی محمدزاده

جامعه شناسی مردم مدار؛ دانشی تعاملی

علی محمدزاده | شنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۳:۰۱ ب.ظ

مردم
اشاره:

یکی از عرصه های جدیدی که چند سالی است بر روی جامعه شناسان ایرانی گشوده شده است، جامعه شناسی مردم مدار است. جامعه شناسی مردم مدار، بعد از سفر مایکل بوراووی، رئیس انجمن جامعه شناسی امریکا، به ایران در سال 87 در ایران هم جای پایی برای خود باز کرد و بعد از آن بود که به یکی از عرصه های شناخته شده ی جامعه شناسی درآمد. از آن زمان تاکنون، مقالات زیادی در نشریات داخلی در این حوزه نوشته شده است و جامعه شناسی مردم مدار، توانسته است روند روبه رشدی داشته باشد. در انجمن جامعه شناسی ایران هم کارگروهی تحت همین عنوان به فعالیت مشغول است. از آنجا که جامعه شناسی مردم مدار از زمینه های اجتماعی کافی در جامعه ی ایران برخوردار است، حتماً در آینده توسعه و همه گیری بیشتری خواهد یافت. حرف اساسی جامعه شناسی مردم مدار که به نظر من پیوند و امتزاج تئوری با زندگی است، نیاز امروز جامعه ی علمی کشورمان است و این حرف اساسی، می تواند استفاده ی زیادی در تولید دانش بومی داشته باشد.

یادداشت زیر بخشی از ویژه نامه ی جامعه شناسی مردم مدار است که توسط کارگروه جامعه شناسی مردم مدار انجمن جامعه شناسی ایران، در روزنامه شهروند به چاپ رسیده است. در این یادداشت، همین پیوند جامعه شناسی با جامعه را شرح داده ام.


مشاهده و دریافت فایل pdf و word این مطلب

مشاهده ی ویژه نامه جامعه شناسی مردم مدار در روزنامه ی شهروند/ دریافت فایل ویژه نامه


جامعه‌شناسی مردم‌مدار، از یک سو «جامعه‌شناسی» است؛ یعنی اهداف علمیِ جامعه‌شناسی را دنبال می‌کند و از سوی دیگر «مردم‌مدار» است؛ یعنی در پیوند با جامعه است.

درباره‌ی بخش اول این اصطلاح، یعنی جامعه‌شناختی بودنش، باید گفت پدیده‌های اجتماعی موضوع بررسی جامعه‌شناسی مردم‌مدار هستند. جامعه‌شناسی مردم‌مدار از آنجا که جامعه‌شناسی است، درصدد است تا پدیده‌های اجتماعی را بشناسد و آنها را بررسی کند.

اما صفتِ «مردم‌مدار» موجب می‌شود نگاه جامعه‌شناسی مردم‌مدار به پدیده‌های اجتماعی، نگرشی خاص باشد. بر اساس این دیدگاه، درک و شناخت پدیده‌های اجتماعی با در نظر گرفتن آنها در پیوند با جامعه امکان پذیر است. یعنی پدیده‌های اجتماعی، پدیده‌هایی تاریخی اند و درک آنها بدون توجه به چگونگی و چرایی شرایط پیدایش‌شان غیرممکن است. از سوی دیگر «مردم‌مدار» و متعلق بودن این رویکرد به حوزه‌ی عمومی منجر به این دیدگاه می‌شود که شناخت همه‌جانبه‌ی پدیده‌های اجتماعی مستلزم ورود به عرصه‌ی عمل اجتماعی باشد.

بنابراین، کارِ علمی در جامعه‌شناسی مردم‌مدار مستلزم ورود در حوزه‌ی عمومی و تعامل با افراد و گروه‌های گوناگون اجتماعی است. البته با توجه به این نکته که جامعه‌شناسی مردم مدار بر خلاف رویکرد غالب در جامعه شناسی که پژوهش را قلمرو قرق شده‌ی جامعه شناس می‌داند، پژوهش را حق مردم می‌داند و مردم را در فرایند پژوهش دخیل می‌کند. بنابراین کار تحقیقی و علمیِ در جامعه‌شناسی مردم‌مدار به معنی هدایت عملی و قدم به قدم خرد جمعی وگفتگوی انتقادی در فضای عمومی است. حاصل این فرایند تولید دانشی بر پایه عقلانیت تعاملی و همراه با آن، تلاش برای حل مسائل گروه‌های مردمی است. در اینجا نقش جامعه‌شناس به جای پژوهشگری منفعل و ناظری بیرونی، به «تسهیل‌گر» اجتماعی تبدیل می‌شود.

نکته‌ی دیگر آن است که جامعه‌شناسی مردم‌مدار، همانند جامعه‌شناسی، شناخت را برای ساختن یک زندگی بهتر دنبال می‌کند و این شناخت پدیده‌های اجتماعی با هدف دگرگون کردن‌شان، مستلزم عمومی سازی و روش‌شناسی‌هایی است که «عقلانیت تعاملی» را به رسمیت می‌شناسند. در این زمینه، انواع روش‌های مشارکتی، عملی مشارکتی اهمیت دارند.

بر این اساس، باید تعریفی از جامعه‌شناسی مردم‌مدار ارائه داد که هم نقشِ علمی آن را در نظر بگیرد و هم نقش اخلاقی‌اش را؛ یعنی نباید در تعریف جامعه‌شناسی مردم مدار به یکی از این دو سو غلطید.

با این وصف، شاید بتوان تعریف زیر را تعریف مناسبی به شمار آورد:

جامعه‌شناسی مردم مدار، جامعه‌شناسی است که طی یک فرآیند مستمر و در ارتباط مستقیم با گروه‌های مردمی، مسائل جامعه را به‌همراه آنان بررسی می‌کند و به آنها کمک می‌کند تا مشکلاتشان را حل کنند.

  • علی محمدزاده

معرفی کتاب: 61 واژه‌ی سیاسی- اجتماعی

علی محمدزاده | پنجشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۳، ۰۷:۲۷ ب.ظ

معرفی کتاب

عنوان کتاب: 61 واژه‌ی سیاسی- اجتماعی

نویسنده: منصور اعظم‌نوری

سال نشر: 1389

انتشارات: محقق؛ مشهد

61 واژه سیاسی اجتماعی

کتاب 61 واژه‌ی سیاسی- اجتماعی، از جمله کتاب‌های اتوبوسی است: کتاب‌هایی راحت الحلقومی که به‌سادگی می‌توانی توی اتوبوس و تاکسی دستت بگیری و از وقت‌های تلف شده ات استفاده کنی! آنچه در این کتابچه‌ی جیبی پیش روی شماست، ‌لغت‌نامه‌ای مختصر از واژه‌ها و اصطلاحات سیاسی و اجتماعی؛ مثل: دولت، دمکراسی، کنفدراسیون، ایدئولوژی، قدرت، مشروطه، صهیونیزم، کاپیتولاسیون، دماکوژی، رادیکالیسم، بورژوا، افکار عمومی، سفسطه و... است و نه‌تنها برای دانشجویان رشته‌های علوم اجتماعی، که همه‌ی علاقه‌مندان به مسایل سیاسی و اجتماعی مفید خواهد بود.

  • علی محمدزاده

اختلاف نظرها در تعریف جامعه‌شناسی مردم‌مدار

علی محمدزاده | چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۲، ۱۱:۰۱ ب.ظ

تشکل

با وجود بحث در چیستی جامعه‌شناسی مردم‌مدار از دیدگاه مایکل بوراووی، بر سر تعریف جامعه‌شناسی مردم‌مدار در میان جامعه‌شناسان ایرانی توافق نظر وجود ندارد. برخی، از جمله دکتر بهرنگ صدیقی، جامعه‌شناسی مردم‌مدار را عرضه‌ی محصولات و غنی‌ترین پژوهش‌های جامعه‌شناختی به زبانی همه‌فهم و جذاب می‌دانند که از جمله وظایف آن مطلع ساختن سیاست‌گذران، روزنامه‌نگاران و فعالان اجتماعی از مهم‌ترین و تازه‌ترین پژوهش‌های اجتماعی است[1]. بازگشت جامعه‌شناسی به جامعه، دموکراتیزه کردن جامعه‌شناسی، وارد گفتگو شدن با مردم و همراه شدن با آنها در یک فرآیند یادگیری متقابل اجتماعی و اولویت دادن مسائل و نیازهای جامعه برمسائل حرفه‌ای خود، تعریف دیگری است که از جانب برخی جامعه‌شناسان ایرانی از جمله دکتر محمدامین قانعی‌راد برای جامعه‌شناسی مردم‌مدار ارائه شده است[2]. قانعی‌راد معتقد است از جامعه‌شناسی مردم‌مدار در جامعه‌ی ایران می‌توان سه روایت حداقلی، میانه و حداکثری داشت. برنامه‌ی حداقلی به معنی حضور رسانه‌ای جامعه‌شناسی در عرصه‌های مختلف است. در تعریف حداقلی از جامعه‌شناسی مردم‌مدار، «جامعه‌شناس داده‌ها و نظریه و اطلاعات را اعلام می‌کند، ولی تصمیم‌گیری نمی‌کند و می‌گذارد خود مردم تصمیم‌گیری کنند[3]». در برنامه‌ی میانه‌، جامعه‌شناسی مردم‌مدار سعی می‌کند با کمک مردم و مشارکت مردم دانش جامعه شناسی را تولید کند و به مردم اجازه بدهد که در مرحله‌ی تعریف مسئله و مشکل، جمع‌آوری داده‌ها، تبدیل داده‌ها و ارزیابی یافته‌ها مشارکت داشته باشند. قانعی‌راد برنامه‌ی حداکثری یا برنامه‌ی قوی جامعه‌شناسی مردم‌مدار را نوعی مدل اکتیویستی می‌داند و تأکید می‌کند که باید مرزهای مشخص‌اش را با اکتیویسم سیاسی نشان دهیم. ایشان با استناد به بحث بوراووی معتقد است بین کار جامعه‌شناسی مردم‌مدار و اکتیویست سیاسی تفاوت وجود دارد. اکتیویست سیاسی برای قدرت سیاسی مبارزه می کند و از این نظر با جامعه شناسی مردم مدار که در پی سخن گفتن و ارتباط با مردم است تفاوت دارد.

قانعی‌راد public sociology را «جامعه‌شناسی حوزه‌ی عمومی» تعریف می‌کند و در توضیح این مفهوم بر این اعتقاد است که «این با مدل مارکسی فرق می‌کند. مارکس یک آوانگارد بود در جامعه. جامعه شناسی مردم مدار نمی‌خواهد آوانگارد باشد. با مدل کنتی هم فرق می‌کند. کنت به فکر شاه‌- جامعه‌شناس بود، جامعه‌شناسی مردم‌مدار به دنبال شاه-‌ جامعه‌شناس شدن و به دنبال الگوی مدیریتی نیست. حتی با الگوی دورکیمی که یک الگوی پزشکی بود و می‌خواست یک اندامواره را برای مثال درمان کند- مشکل را جامعه‌شناس تشخیص دهد و راه حل را هم جامعه‌شناس بدهد، چیزی که بیشتر در جامعه شناسی امروز رایج است- تفاوت دارد. جامعه شناسی مردم مدار این هم نیست. یک نوع جامعه شناسی است که در کنار مردم است و نه جلوتر از مردم- به این دلیل من می‌گویم «جامعه شناسی حوزۀ عمومی به عنوان جامعه شناسی همراه» و نه جامعه شناسی آوانگارد؛ بلکه در کنار مردم[4]».

دکتر محمد فاضلی با تمرکز بر تفاوت جامعه‌شناسی مردم‌مدار و جامعه‌شناسی عوام فریب، جامعه‌شناسی مردم‌مدار را گونه‌ای از جامعه‌شناسی می‌داند که با برخورداری از صراحت مفهومی و دقت روش‌شناختی، داعیه هایی به اندازه یافته‌های تجربی خود دارد و با خصلتی پارتیزانی به مسائل مردم می پردازد[5].

دکتر حمیدرضا جلایی‌پور نقطه‌ی تأکیدش را بر تفاوت جامعه‌شناسی مردم‌مدار با جامعه‌شناسی مردم‌انگیز، توده‌گرا و پوپولیستی می‌گذارد؛ بر پیوند جامعه‌شناسی مردم‌مدار با یافته‌ها و معیارهای علمی تأکید می‌کند و معتقد است جامعه‌شناسی مردم‌مدار جامعه‌شناسی است که بر پیوند تئوری با واقعیت اجتماعی متکی است[6]. به نظر جلایی پور لازمه‌ی این امر رفتن به میدان تحقیق و ارتباط مستقیم جامعه‌شناس با موضوع تحقیق است.

دکتر پرویز پیران، هنگام بحث از جامعه‌شناسی مردم‌مدار بیشتر به مشارکت و کار جمعی و مشارکتی نظر دارد[7].

دکتر سعید مدنی «رویکرد جماعت محور در مشارکت» را به عنوان یکی از مدل‌های مشارکت منطبق با جامعه ایرانی مورد توجه قرار می‌دهد و معتقد است مداخله‌ی جماعت محور می‌تواند نوعی «برنامه‌ریزی مردم مدار» باشد که در آن متخصصان در هنگام ورود به یک جماعت سعی می‌کنند با جلب مشارکت درونی آن جماعت، به برنامه‌ریزی در خصوص آن بپردازند. مدنی جماعت‌گرایی را با رویکرد سوسیالیستی و لیبرالی به جماعت متفاوت می‌داند و از جماعت‌گرایی به عنوان تعبیری نوظهور یاد می‌کند. به نظر او برای رسیدن به مشارکت حداکثری باید سه گروه دولت، جامعه و تسهیل‌گرانِ مشارکت دخیل باشند و حداکثر مشارکت را زمانی می‌توان به نظاره نشست که میان منافع شخصی و منافع جمعی نوعی هماهنگی پدید آید.

دکتر ناصر فکوهی، ترجمه‌ی  public sociology به مردم مدار را درست نمی‌داند و معتقد است در ترجمه‌ی فارسی باید از «جامعه‌شناسی عمومی» استفاده کنیم. دکتر فکوهی یکی از مبادی جامعه‌شناسی عمومی یا جامعه شناسی مداخله‌گر، اکتیویست و فعال را کارل مارکس می‌داند. به نظر فکوهی «مارکس خودش هم به همین شکل عمل می‌کرد؛ یعنی نه فقط تئوری می‌داد، بلکه انقلاب راه می‌انداخت، دائم در زندان بود؛ مدام در جاهای مختلف درگیر دولت‌ها بود و در تبعید بود، و در عین حال هم یک روزنامه‌نگار بود و مدام در روزنامه‌ها می‌نوشت»[8]. اما فکوهی معتقد است در کنار سنت مارکسیستی، یک سنت دیگر هم در جامعه‌شناسی وجود دارد که معتقد است جامعه‌شناسی باید در خدمت حل مشکلات جامعه و بهبود وضعیت مردم باشد و آن سنت دورکیمی است. فکوهی معتقد است سیستم دموکراتیک به هیچ وجه از طریق انقلاب و یا از بالا ایجاد نمی‌شود و « فقط و فقط در سیستم کنش اجتماعی و درونی شدن کنش‌های دموکراتیکی به دست می‌آید که باید روز به روز تکرار شود و مدت زمان درازی داشته باشد تا بتواند در افراد درونی شود». از دیدگاه فکوهی «آینده‌ی آکادمی، در نابودی آکادمی است» و دانش در فضای جامعه خود به خود در حال حرکت به سمت عمومی شدن است[9].

دکتر سارا شریعتی معتقد است جامعه‌شناسی از ابتدای تکوینش با مسئله‌ی اجتماعی و مسئله‌ی مردم پیوند خورده است؛ جامعه‌شناسی باید در جهت طرح مسائل اجتماعی، مفهوم پردازی آنها و در خدمت جامعه قرار گیرد و لذا از نظر ایشان، جامعه‌شناسی مردم‌مدار، همان جامعه‌شناسی است و نباید آن را به شاخه و فراکسیونی در جامعه‌شناسی تقلیل داد. جامعه‌شناسی ای که دکتر سارا شریعتی از آن دفاع می‌کند، نوعی جامعه‌شناسی آکادمیک است که در عین حال در پرونده‌های داغ اجتماعی حضور دارد و منتقد و روشنگر نیز هست[10]. از سوی دیگر، شریعتی جامعه‌شناسی چپ و انتقادی را «یک جامعه‌شناسی پابلیک، زنده و درگیر در پرونده‌های داغ اجتماعی» می‌داند و معتقد است این حضور با کار علمی و پرهیز از داوری ارزشی در مرحله‌ی تحقیق و در جهت فهم در تضاد نیست. در این دیدگاه، «رویکرد انتقادی روح جامعه شناسی است» و لذا جامعه شناسی می‌تواند نقش انتقادی، اعتراضی، افشاگرانه یا اصلاحی و تغییردهنده در جامعه ایفا کند[11]. بنابراین، جامعه‌شناسی مردم‌مدار مدنظر شریعتی بسیار نزدیک به جامعه‌شناسی انتقادی است. در حقیقت، «این نوع جامعه شناسی مشخصاً گرایش چپ دارد و این دغدغه‌ی بوراووی، دغدغه‌ای است که از جامعه شناسی چپ می‌آید». در واقع از این منظر جامعه شناسی مردم‌مدار یک مقوله‌ی جدید نیست، خودِ جامعه شناسی است[12].

به‌نظر شریعتی، «تفسیری که مایکل بوراووی از جامعه‌شناسی مردم‌مدار به دست می‌دهد، یک تفسیر میلزی به عنوان جامعه‌شناسی خارج از دانشگاه که به زبان مردم سخن می‌گوید نیست؛ وی از رابطه‌ای ارگانیک میان جامعه‌شناس و مردم سخن می‌گوید و به نظر می‌آید بیشتر تفسیری است برگرفته از روشنفکر ارگانیک گرامشی و مداخله در امر اجتماعی که آلن تورن هم بدان اشاره دارد[13]». لذا شریعتی جایگاه خود جامعه‌شناس در دانشی که تولید می‌کند را نیز مهم می‌داند.

سارا شریعتی در نقد تعاریف ارائه شده درباره‌ی مفهوم جامعه‌شناسی مردم‌مدار از سوی برخی جامعه‌شناسان ایرانی معتقد است نباید جامعه‌شناسی مردم‌مدار را به استفاده از زبان قابل فهم، نوشتن در رسانه ها و تالیف کتاب ها برای غیر متخصصان تقلیل داد؛ بلکه همانطور که بوراووی هم می‌گوید مقصود از نقش جامعه‌شناس مردم‌مدار ارگانیک، حضور در جنبش‌های اجتماعی است.



[1]  میزگرد «چیستی جامعه‌شناسی مردم مدار» با حضور دکتر بهرنگ صدیقی و دکتر محمدامین قانعی‌راد- برگزار شده توسط انجمن جامعه‌شناسی ایران- یکشنبه اول آبان‌ماه 1390. همینطور نگاه کنید به یادداشت دکتر محمدامین قانعی راد و دکتر بهرنگ صدیقی در خبرنامه‌ی کارگروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران.

[2]  همان

[3] سخنرانی دکتر محمدامین قانعی‌راد در میزگرد چیستی جامعه‌شناسی مردم‌مدار- همایش ملی پژوهش اجتماعی و فرهنگی در جامعۀ ایران»- چهارشنبه ششم دی ماه 1391.

[4] همان.

[5] سخنرانی دکتر محمد فاضلی در نشستی با عنوان «جامعه‌شناسی مردم‌مدار؛ جامعه‌شناسی عوام‌فریب»- ششم آذرماه 1390- انجمن جامعه‌شناسی ایران.

[6]  سخنرانی دکتر حمیدرضا جلایی پور در میزگرد چیستی جامعه‌شناسی مردم‌مدار- همایش ملی پژوهش اجتماعی و فرهنگی در جامعۀ ایران»- چهارشنبه ششم دی ماه 1391.

[7] انجمن جامعه‌شناسی ایران- 4 دی ماه 1390. سخنرانی در میزگرد «مشارکت و جامعه‌شناسی مردم‌مدار»

[8] سخنرانی دکتر ناصر فکوهی در میزگرد چیستی جامعه‌شناسی مردم‌مدار- همایش ملی پژوهش اجتماعی و فرهنگی در جامعۀ ایران»- چهارشنبه ششم دی ماه 1391.

[9] همان

[10] مصاحبه‌ی خبرنامه‌ی کارگروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران با دکتر سارا شریعتی- آبان ماه 1390.

[11] سخنرانی دکتر سارا شریعتی در میزگرد چیستی جامعه‌شناسی مردم‌مدار- همایش ملی پژوهش اجتماعی و فرهنگی در جامعۀ ایران»- چهارشنبه ششم دی ماه 1391.

[12] همان.

[13] مصاحبه‌ی خبرنامه‌ی کارگروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران با دکتر سارا شریعتی- آبان ماه 1390.

  • علی محمدزاده

باید کاری کرد

علی محمدزاده | جمعه, ۶ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۱۲ ب.ظ

منتشر شده در نشریه روز مردم- جمعه 6 دی ماه 92/ دریافت فایل pdf

تا کی باید برای حل مشکلات کشور چشم انتظار حکومت بنشینیم؟ تا کی باید در قبال اقدامات و عملکردهای مثبت و یا منفی واکنشی انفعالی داشته باشیم و در قبال عملکردها، تنها خوشحال یا ناراحت شویم؟ آیا نقش ما- یعنی گروه های مردمی- تنها محدود به حضور پای صندوق های رأی و شرکت در راهپیمایی های گوناگون است؟ آیا نقش گروه های مردمی در قبال مسائل کشور در مطالبه از قوای مختلفِ حکومت خلاصه می شود؟ آیا اگر بنشینیم و منتظر باشیم، مشکلات کشور به دست سیاسیون و مقامات برطرف خواهد شد؟ یا اینکه گره های کور مسائل کشور پیچیده تر و بغرنج تر خواهد گشت؟

آیا گروه های مردمی نمی توانند در عرصه های مختلف نقشی فعالانه ایفا نمایند؟  آیا گروه های مردمی برای ایفای نقش فعالانه باید چشم انتظار بنشینند تا دولت بودجه ای تصویب کند یا مجلس قانونی بگذارد یا  فلان دستگاه حکومتی بخشنامه ای بفرستد؟ آیا برای جوشش باید چشم انتظار کسی نشست؟

در دورانی به سر می بریم که نهادهای بروکراتیک ناکارآمدی خود را اثبات کرده اند. فعالیت های فرهنگی نهادهای حکومتی به ویترین سازی و بیلان کاری مبدل شده است؛ کار فرهنگی به انتقادهای تند و تیز از وضعیت حجاب تقلیل یافته است و قوانین و لوایح گرهی را نگشوده اند. فرهنگ مصرفی توسط دستگاه های حکومتی و رسانه ملی در جامعه نهادینه شده است و امواج اقتصاد سرمایه داری، حتی روستاهای این مملکت را نیز با خود به یغما برده است. سرمایه داران و قدرتمندان، خویش را به جای مردم جا زده اند و جای گروه های مردمی را در اداره کشور گرفته اند. سیاسیون و رسانه های شان، سرگرم جنگ های زرگری خویش اند و دعوای اصولگرا و اصلاح طلب، دوباره سکه ی رایج شده است. انقلابی که روزی محرومین و مستضعفین صاحبانش بودند، چند سالی است به واسطه ی سیاست های اقتصادی نئولیبرال به ملک شخصی صاحبان سرمایه و قدرت مبدل شده است و سالهای سال است که سمت و سوی کشور از اقتصاد مردمی فاصله گرفته است. جهت گیری های کشور در عرصه سیاست خارجی تحت تأثیر تندباد آمد و شد دولت ها قرار گرفته است و نقش گروه های مردمی در صدور انقلاب، به بوته ی فراموشی سپرده شده است. در سالهای اخیر، با خصوصی کردن بخش های مختلف کشور- از بهداشت و درمان گرفته تا حمل و نقل و آموزش- مردم به زائده ی سرمایه دارن و یا دولت مبدل شده اند. بیمارستان های خصوصی شمال شهر، برای مراجعان ثروتمندشان فرش قرمز پهن کرده اند و محرومان و مستضعفان در بیمارستان های فکستنی جنوب شهر، از امروز حواله فردا می شوند. شعار عدالت هشت سالی است در بسیاری موارد به ضد خود بدل شده است و شعار اعتدال، تاکنون معنایی جز دنبال کردن مطامع سیاسی نیافته است.

پس خودمان باید برای خودمان کاری کنیم!

  • علی محمدزاده

خاطرات اردوی جهادی قافله خاکی

علی محمدزاده | شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۲، ۰۷:۱۸ ب.ظ

جهادی

دوران دانشجویی ام در کرمان- که پنج سالی طول کشید- برایم خاطرات و تجربیات شیرین فراوانی داشت. یکی از این خاطرات، همراهی با دوستان جهادی دانشگاه بود. تابستان 87 اولین اردوی جهادی استخوان دارِ جهادی های دانشگاه شهید باهنر کرمان در روستای دازان از منطقه نمداد برگزار شد و بعد از آن بود که ستاد اردوی جهادی دانشگاه شهید باهنر کرمان سر و سامان گرفت. 

تابستان 88 دومین جهادی در روستای کنج کسور شکل گرفت و تابستان 89، نهضت آباد کلیتو میهمان بچه های جهادی بود.

این آخرین تماس از نزدیک من با بچه های جهادی بود و بعد از آن به دلیل کنکور ارشد و بعد هم فارغ التحصیلی و عزیمت از کرمان، تنها وبلاگ بچه های جهادی را می دیدم و وصف کارشان را می شنیدم.

اما جهادی به قدری برای من- و سایر دوستانم- شیرین بود که حیفم آمد لااقل به حد جرعه ای از آن یادگاری بر ندارم. مثل حاجیان که وقتی پای حوض زمزم می رسند، قمقمه ای آب به یادگار می آورند. قمقمه ی آب من یادداشت های پراکنده ای بود که در طول اردوی سال 89 برداشتم و مدتها دنبال فرصتی بودم تا یادداشت ها را تدوین کنم و در قالب جزوه ای منتشر کنم؛ تا هم خودم با دیدن و خواندن خاطرات به یاد شور و شعف آن ایام بیفتم و هم شاید دیگرانی پیدا شوند که خاطرات به کارشان بیاید و از تجربیات کار دوستان جهادی آن سال ها استفاده کنند.

این فرصت سر انجام تابستان 92 دست داد و توانستم خاطرات را در قالب جزوه ای منسجم کنم. قصدم این بود که دفترچه خاطراتم به اردوی تابستان 92 برسد که بحمدالله رسید.

حال و بعد از گذشت چند ماهی از تدوین جزوه، فایلش را جهت دانلود در اختیار دوستان عزیزم قرار می دهم. امید که دوستان بتوانند استفاده کنند. 


دانلود فایل pdf خاطرات اردوی جهادی با عنوان «قافله ای که هنوز هم خاکی است»


  • علی محمدزاده