جامعه و پژوهش

جامعه شناسی برای زندگی

جامعه و پژوهش

جامعه شناسی برای زندگی

جامعه و پژوهش

۴۸ مطلب با موضوع «جامعه شناسی» ثبت شده است

معرفی کتاب: فرهنگ و زندگی روزمره

علی محمدزاده | پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۵۲ ب.ظ

عنوان کتاب: فرهنگ و زندگی روزمره

نویسنده: اندی بنت

مترجم: لیلا جوافشانی، حسن چاوشیان

سال نشر: 1386

انتشارات: تهران: اختران

 فرهنگ و زندگی روزمره

کتاب «فرهنگ و زندگی روزمره» از جمله کتاب‌های با ارزش و شاخص برای آشنایی با نظریه‌‌ی فرهنگی است. خصوصاً برای شناخت رویکردهای جدید در این حوزه. بنت در آغاز رویکردهای مختلف نسبت به فرهنگ توده‌ای ـ شامل رویکردهای برخی کلاسیک‌های جامعه‌شناسی، مکتب فرانکفورت، مکتب مطالعات فرهنگی بیرمنگام و پست مدرنیسم ـ را مرور نموده و سپس به طرح رویکردهای ذیل «چرخش فرهنگی» می‌پردازد؛ رویکردهایی که بر خلاقیت عاملان اجتماعی و تأملی بودن هویت‌ها در مدرنیته‌ی اخیر تأکید و توجه داشته و فرهنگ توده‌ای را عرصه‌ای برای مقاومت فرهنگی قلمداد می‌کنند.

  • علی محمدزاده

معرفی کتاب: ایده‌های خیابانی

علی محمدزاده | يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۴۰ ب.ظ

عنوان کتاب: ایده‌های خیابانی

نویسنده: امین بزرگیان

سال نشر: 1396

انتشارات: تهران: تیسا

ایده های خیابانی

ما درباره‌ی تهران خیلی کم مطالعه کرده‌ایم. جست‌وجویی مختصر نشان می‌دهد که پدیده‌ای عینی و واقعی مثل تهران، خیلی کم‌تر از انواع و اقسام موضوعات ذهنی و انتزاعی موضوع تأمل اندیشمندان ایرانی بوده است؛ و این چیز عجیبی است. تهران عظیم، با همه‌ی تنوع‌ها و پیچیدگی‌ها و مسائل‌ش، انگار برای اندیشمندان ما کم‌تر جلب توجه کرده و خود را به عنوان مسئله به آنها نمایانده است.

درمان این درد بزرگ، شاید «مطالعات فرهنگی» باشد. رشته‌ای که هنوز در کشور ما نونهالی بیش نیست و گام‌های اولش را برمی‌دارد. باید تهران را با عینک مطالعات فرهنگی دید و مطالعه کرد. کار بزرگی که بزرگیان در«ایده‌های خیابانی» کرده همین است. پدیده‌های پیش پا افتاده و آشنایی هم‌چون مترو، ماشین، موتور، پارک، پاساژ، سیگار، کافه و مانند آن، شاید آن‌قدر برای ما خوکرده و مألوف‌اند که اساساً در موردشان فکر نمی‌کنیم. کار مطالعات فرهنگی همین است که پدیده‌های زندگی روزمره را برای ما تبدیل به موضوعاتی جالب و مهم برای اندیشیدن می‌کند.

«ایده‌های خیابانی» امین بزرگیان از همین منظر است که بسیار شنیدنی و خواندنی هستند و سبک نوشتاری زیبای بزرگیان نیز بر این شیرینی و گوارایی افزوده است. پیشنهاد می‌کنم حتماً بخوانید و حال‌ش را ببرید.

  • علی محمدزاده

جامعه‌شناسی مردم‌مدار

علی محمدزاده | يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۱ ب.ظ

جامعه‌شناسی به مثابه‌ی دانشی در خدمت حل مشکلات واقعی مردم

دانشِ جامعه‌شناسی را می‌توان از منظرهای گوناگونی مورد توجه قرار داد. یکی از این چشم‌اندازها، توجه به جنبه‌های کاربردی این دانش در حل مشکلات واقعی مردم است؛ به این معنا که اولویت این رشته پرداختن به مسایل واقعی مردم باشد.

یان کرایب، با تکیه بر ایده‌های باسکار، نظریه‌های جامعه‌شناسی را به سه دسته‌ تقسیم می‌کند:

- متکی به فرد کنشگر(عامل صاحب اراده)؛

- متکی به سطوح ساختاری(جوامع)؛ و

- متکی به ارتباط متقابل فرد کشنگر و ساختارها.

وی متناظر با این سه دسته، نظریه‌های جامعه‌شناسی را در سه عرصه فرمول بندی کرده است:

- نظریه‌های جامعه‌شناسی فردگرا؛

- نظریه‌های جامعه‌شناسی ساختارگرا؛ و

- نظریه‌های جامعه‌شناسی انتقادی.

او تحقق عرصه‌ی سوم، یعنی «انتقادی» را متکی به کنش آگاهانه‌ی افراد برای برپایی ساختارهای مناسب و امکان دگرگون کردن آن‌ها به وقت ضرورت را امری مهم، اما دشوار می‌داند. این عرصه‌ی سوم نزدیک به آن چیزی است که سال‌ها بعد، مایکل بوراووی، در فرمول بندی خود آن را «جامعه‌شناسی مردم‌مدار» (public sociology) نامیده است.

جامعه‌شناسی مردم‌مدار چیست؟

«جامعه‌شناسی مردم‌مدار» اصطلاحی است که برای نخستین بار توسط هربرت گانز، از روسای پیشین انجمن جامعه‌شناسی امریکا، در سال ۱۹۸۸ به‌کار رفت. کسان دیگری چون آلفرد مک‌کلونگ‌لی و جو فیگین نیز درباره‌ی لزوم توجه جامعه‌شناسی به نقشی که باید در عرصه‌ی عمومی ایفا کند و تعهد اجتماعی که باید برعهده گیرد سخن گفته بودند. از سوی دیگر جامعه‌شناسی مردم‌مدار خود را میراث‌دار سنت جامعه‌شناسی انتقادی در آمریکا، با چهره‌های برجسته‌ای چون میلز و گلدنر می‌داند. البته امروز مایکل بوراووی را چهره‌ی شاخص و موثر در گسترش و تثبیت جایگاه این ایده باید دانست.

بوراووی معتقد است در دوران حاضر، جامعه شناسی بیش از پیش از دنیای مورد مطالعه‌اش فاصله گرفته است. او جامعه شناسی مردم مدار را علمی می داند که دغدغه اش گروه های مردمی و روشش آمیختن با آنان است.

بوراووی در بیان ضرورت جامعه شناسی مردم مدار، اوضاع کنونی جهان را این گونه توصیف می کند:

«امروز، در سالهای آغازین قرن 21 اگرچه کمونیسم مضمحل شده و فاشیسم به خاطره ای دهشتناک بدل گشته است، آوارهایی که تمدن از خود به جای می گذارد همچنان بر روی هم تلنبار می شوند. سرمایه داری لجام گسیخته امروزه به سلطه مستبدانه بازار منتهی شده است؛ گفتمانی که حول احیا و استقرار دموکراسی شکل گرفته است اغلب به ابزاری برای سرپوش گذاری بر منافع قدرتمندان، تحدید حقوق شهروندان و حتی اعمال خشونت بدل گشته است».

بوراووی معتقد است بنیانگذاران جامعه شناسی رویکردی اخلاقی به جامعه شناسی داشتند و هدف جامعه شناسی را ساختن یک دنیای بهتر می دانستند، اما امروزه جامعه شناسی از این هدف فاصله گرفته است. به نظر بوراووی، باید علم را به زبان عرفی/ عامه ترجمه کنیم و دانش خود را به میان کسانی ببریم که آن را از ایشان وام گرفته بودیم و به این ترتیب برای جامعه شناسی از نو تار و پودی اخلاقی ببافیم.

از محوری‌ترین نکات در رویکرد به جامعه‌شناسی مردم‌مدار، پاسخ به دو پرسش اساسی است: جامعه‌شناسی برای چه کسی؟ و جامعه‌شناسی برای چه؟ در واقع، در پاسخ به این دو پرسش است که بوراووی به یک نظام تقسیم کار در جامعه‌شناسی می‌رسد و بر این اساس چهار نوع جامعه‌شناسی «حرفه‌ای»، «سیاست گذار»، «انتقادی» و «مردم‌مدار» را از هم متمایز می‌سازد.

اولین گونه‌ی جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاستگذار است. جامعه شناسی سیاستگذار در خدمت هدفی است که کارفرمایش تعیین می کند و درصدد است که برای مشکلات سفارش داده شده، راه حل هایی بیابد و یا به راه حل های موجود مشروعیت علمی ببخشد.

جامعه شناسی حرفه ای، روش های صحیح و آزموده شده را به همراه چارچوب های مفهومی مناسب در اختیار سایر شاخه های جامعه شناسی قرار میدهد.

جامعه شناسی انتقادی، صحت و سقم مفاهیم و فرضیه های هنجاری و توصیفی جامعه شناسی حرفه ای را مورد بررسی قرار می دهد. جامعه شناسی انتقادی می کوشد تا توجه جامعه شناسی حرفه ای را به مواردی معطوف کند که نادیده گرفته شده اند. جامعه شناسی انتقادی در واقع وجدان بیدار جامعه شناسی حرفه ای است؛ همانطور که جامعه شناسی مردم مدار، وجدان بیدار جامعه شناسی سیاستگذار است.

جامعه شناسی انتقادی همچنین دو سوال مهم را طرح می کند: «جامعه شناسی برای چه کسی؟». آیا مخاطبان ما فقط دانشجویان و دانشگاهیان هستند و یا مخاطبانی خارج از دانشگاه نیز برای خود متصوریم؟ به نظر می رسد برقراری ارتباط با گروه های مردمی و دخیل کردن آنان در تحقیقات اجتماعی ضروری به نظر می رسد.

سوال دوم این است که «جامعه شناسی برای چه؟» آیا جامعه شناس فقط باید دغدغه فراهم آوردن ابزاری برای تحقق ارزش های حاکم بر جامعه را داشته باشد یا آن که باید در شکل گیری محتوای این ارزش ها هم مداخله کند؟ این سوال در واقع به تمایز بین عقلانیت ابزاری و عقلانیت ارزشی اشاره می کند.

شمای کلی این بحث در جدول زیر خلاصه شده است:

 

 

مخاطب دانشگاهی

مخاطب غیر دانشگاهی

معرفت ابزاری

جامعه‌شناسی حرفه‌ای

جامعه‌شناسی سیاست‌گذار

معرفت بازتابی

جامعه‌شناسی انتقادی

جامعه‌شناسی مردم‌مدار

 

با این وصف، خصلت آکادمیک جامعه‌شناسی مانعی بزرگ بر سر راه ارتباط آن با گروه های متفاوت مردم در بیرون از مرزهای دانشگاه است. از جمله عوامل این اختلال ارتباطی، بی توجهی چنین جامعه‌شناسی های آکادمیکی به مجاری ارتباط عمومی، از جمله زبانی عامه فهم و نیز رسانه های عمومی است. این امر زمینه ساز گسستی رو به گسترش میان جامعه‌شناسی با مسائلی بوده که مردم در زندگی اجتماعی شان با آنها سر و کار دارند؛ همان مسائلی که تبیین شان از مهم ترین وظایفی بوده که جامعه‌شناسی همیشه بر دوش خود احساس می کرده است.

مایکل بوراووی درصدد طرح این نکته است که در کنار جامعه‌شناسی برخاسته از آکادمی و دانشگاه؛ در کنار جامعه‌شناسی انتقادی و روشنفکرانه؛ در کنار جامعه‌شناسی که طرح‌های بازار و دولت را پیش می برد، جای جامعه‌شناسی‌ای خالی است که مردم را مشاهده کند و هدف را گروه‌های مردمی بداند. این جامعه‌شناسی جدید دغدغه اش مردم و یا به تعبیری درست‌تر، گروه‌های مردمی است. روند مورد نظر جامعه‌شناسی مردم‌مدار، راهی برای شناسایی مسائل و موضوعات جامعه‌اش است. از این روست که جامعه‌شناسی مردم‌مدار در طی گفتگویی دو طرفه با مردم به شناسایی مسائل و موضوعات گروه های مردمی پرداخته و به معنای دقیقتری به «جامعه»‌شناسی روی می آورد. بنابراین، جامعه‌شناسی مردم‌مدار در خدمت مردم و جامعه مدنی است، مخاطبش را مردم می‌داند، برای آنان و به کمک آنان به تولید دانش جامعه شناختی می‌پردازد و مقیاس هایش را نیز متناسب با چنین شرایطی تنظیم می‌کند.

از جمله اهداف جامعه‌شناسی مردم‌مدار می‌توان این چهار مورد را برشمرد: گسترش مخاطبان جامعه‌شناسی، حفظ شرایط گفت‌وگویی در تولید دانش جامعه‌شناسی، رهایی‌بخشی و گسترش تخیل جامعه‌شناختی به واسطه‌ی پیوند میان گرفتاری‌های شخصی با مسائل عام اجتماعی و نیز پیوند میان سرگذشت شخصی و تاریخ اجتماعی. به‌این ترتیب، پیامد مستقیم این نوع جامعه‌شناسی، رشد مطالبات اجتماعی گروه‌های مردمی خواهد بود.

  • علی محمدزاده

عنوان کتاب: رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسائل اجتماعی

نویسنده: ارل رابینگتن و مارتین واینبرگ

مترجم: دکتر رحمت‌الله صدیق سروستانی

سال نشر: 1382

انتشارات: تهران: دانشگاه تهران

رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسائل اجتماعی

کتاب «رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسائل اجتماعی» از جمله کتاب‌های مرجع در حوزه‌ی مسائل اجتماعی است که در بسیاری از کلاس‌های مسائل اجتماعی در دوره‌ی کارشناسی و کارشناسی‌ارشد تدریس می‌شود. در این کتاب، هفت رویکرد یا منظر برای نگریستن به مسائل اجتماعی مطرح شده است که دیدگاه‌های متفاوتی را برای نگریستن به طیف وسیع مسائل اجتماعی در اختیار خواننده می‎گذارد.

نویسنده هر رویکرد را در بخش‌های زیر به بحث و بررسی می‌گذارد:

چهره‌های اثرگذار، ریشه‌های نظری، نقطه‌ی تأکید، تعریف مسئله‌ی اجتماعی، علت‌ها، شرایط، پیامدها، راه‌حل‌ها، نقدها.

رویکردهایی که در این کتاب بیان شده‌اند، عبارت‌اند از:

1- آسیب‌شناسی اجتماعی.

2- بی‌سازمانی اجتماعی.

3- تضاد ارزش‌ها.

4- کج‌رفتاری.

5- انگ‌زنی.

6- انتقادی.

7- برساخت‌گرایی اجتماعی.

امید است دانش‌جویان و دانش‌پژوهان حوزه‌ی علوم اجتماعی بتوانند با خواندن موشکافانه‌ی این کتاب مسیر را برای فهم مسائل اجتماعی هموار کنند.

 

برای راحتی کار دانشجویان و دانش‌پژوهان عزیز و صرفه‌جویی در وقت دوستان، پس از چندین دور مطالعه و بررسی کتاب، آن را خلاصه و مدون کرده‌ایم.


برای دریافت فایل نمونه اینجا کلیک کنید.

برای دریافت فایل خلاصه‌ی کامل کتاب، اینجا کلیک کنید.

برای دریافت رمز فایل خلاصه‌ی کتاب، می‌توانید مبلغ 5000 تومان را به شماره کارت زیر واریز نموده و عکس فیش واریزی را به شماره‌ی 09308292350 تلگرام نمایید.

شماره کارت:

8100   3064   7210    5041

بانک رسالت ـ به نام علی محمدزاده



  • علی محمدزاده

معرفی کتاب: زن‌ها؟!... من، مادرم، همسایه‌ها

علی محمدزاده | شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۵۰ ب.ظ

عنوان کتاب: زن‌ها؟!... من، مادرم، همسایه‌ها

تصویرگر: مژده دانش‌پژوه

مقدمه: نسیم جانفدا

سال نشر: 1394

انتشارات: تهران: تیسا

زن ها

امروزه مقوله‌هایی چون «بازنمایی»، «جنسیت» و «سیاست بدن» از مباحث مهم در عرصه‌ی مطالعات انسانی و فرهنگی است. مباحثی از جمله پرداختن به این موضوع که بازنمایی‌ها اصولاً و اکثراً بر اساس زندگی‌های واقعی ساخته نمی‌شوند، در مورد جنسیت، نقش‌ها و تجربه‌های جنسیتی برجسته‌تر هستند. در عرصه هنر نیز، بازنمایی‌هایی از زن که به تولید و بازتولید نقش‌های جنسیتی معینی دامن می‌زنند و سعی در ارائه تصویری یکدست و آرمانی از زن در جوامع معاصر دارند، با واقعیت زندگی روزمره زنان فاصله زیادی دارند.

در کتاب «زن‌ها؟!... من، مادرم، همسایه‌ها» مجموعه‌ای از نقاشی‌ها پیرامون زن در جامعه‌ی امروز ایران، به عنوان متنی که قصد شکستن بازنمایی‌های مرسوم از زن در عرصه‌ی هنر را دارد، نقد و بررسی شده‌اند. از دیدگاه نویسنده، این مجموعه نقاشی نشان می‌دهد که فرهنگ دیگر متنی یکدست و ساده نیست، و اینکه درون یک فرهنگ صداهای بسیاری همواره سر می‌کشند و با یکدیگر به تنش برمی‌خیزند و همه و همه به این نتیجه می‌انجامند که در جهان معاصر از تکثر فرهنگ گریزی نیست.

  • علی محمدزاده

معرفی کتاب: روان‌شناسی رفتار جنسی (نظریه‌ها و دیدگاه‌ها)

علی محمدزاده | شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ب.ظ

عنوان کتاب: روان‌شناسی رفتار جنسی (نظریه‌ها و دیدگاه‌ها)

نویسنده: محمدباقر کجباف

سال نشر: 1385

انتشارات: تهران: روان

روان‌شناسی رفتار جنسی

کتاب «روان‌شناسی رفتار جنسی»، از جمله بهترین کتاب‌ها در زمینه‌ی مطالعات مسائل و روابط جنسی است. نقطه‌ی قوت کتاب حاضر این است که به‌صورت فشرده، مختصر و مفید چشم‌اندازی از این حوزه را به خواننده ارائه می‌کند. بخش‌های واقعاً خواندنی و قابل استفاده‌ی کتاب، یکی بخش نظریه‌هاست که در آن دیدگاه نظریه‌پردازانی هم‌چون فروید، فروم، یونگ، آدلر، فرانکل، هورنای، مزلو، پرلز، و پیاژه در باب میل جنسی و مسائل پیرامونی آن مطرح می‌شود؛ بخش دیگر هم، طرح انواع و اقسام اختلالات جنسی است که در آن به طیف گسترده‌ای از اختلالات، علائم شناسایی و راه‌های درمان آن پرداخته شده است.

  • علی محمدزاده

معرفی کتاب: کلثوم ننه

علی محمدزاده | دوشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۳۹ ق.ظ

عنوان کتاب: کلثوم ننه

نویسنده: آقا جمال خوانساری؛ با طرح‌های بیژن اسدی‌پور

سال نشر: 2535 (1355)

انتشارات: تهران؛ مروارید

کلثوم ننه

آقا جمال خوانساری، نویسنده‌ی کتاب، از علمای شیعه و دانشمندان ایران در قرن دوازدهم هجری قمری بوده است. معروف‌ترین اثر آقا جمال خوانساری، همین کتاب «کلثوم ننه» است که در سال‌های مختلف به اشکال گوناگون چاپ و منتشر شده است. نویسنده در این کتاب، با نگاهی طنزآلود و هزل‌آمیز و در قالب فتاوای پنج زن به نام‌های کلثوم ننه، دده بزم‌آرا، باجی یاسمن، بی‌بی‌شاه زینب و خاله‌جان آقا به بیان اعتقادات عوام و خرافات رایج می‌پردازد و این اعتقادات عامه را نقد می‌کند. از نگاه آقا جمال، این اعتقادات به قدری برای عوام جاافتاده و تثبیت شده هستند که دین‌داری آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ به عبارت دیگر، عوام متناسب با این رویه‌های جاافتاده‌ی سنتی، در احکام دینی دخل و تصرف می‌کنند و آن‌ها را به دلخواه تفسیر و تأویل می‌کنند. برای نمونه، آقا جمال می‌نویسد:

«بدان که اجماع فتوای زنان است که وضو و غسل واجب است مگر در چند موضع: وقتی که دست را حنا و نگار بسته باشند یا ابرو گذاشته باشند یا زرک بر ابرو چسبانیده باشند. در این صورت ترک وضو و غسل واجب می‌شود!»

این کتاب را از دو منظر می‌توان نگریست. از دیدگاه اول، کتاب کلثوم ننه از جمله معدود کتب و آثاری است که به نگارش آداب و رسوم عامه ایرانی پرداخته است. از دیدگاه دوم، مسئله‌ی این کتاب دین‌داری عوام است. از هر کدام از این دو منظر که به این کتاب نگریسته شود، قدر و منزلت این اثر ساده ولی مهم را نشان می‌دهد.

  • علی محمدزاده

معرفی کتاب: فارسی شکر است

علی محمدزاده | پنجشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۵۸ ب.ظ

عنوان کتاب: فارسی شکر است

نویسنده: محمدعلی جمالزاده

سال نشر: 1300 (چاپ نخست)

انتشارات: تهران؛ نشر الکترونیکی طاقچه

فارسی شکر است

داستان کوتاه «فارسی شکر است»، نخستین نوشته‌ی داستانی استاد محمدعلی جمالزاده است که با زبان بی‌زبانی، به یکی از مسائل اساسی جامعه‌ی ایران می‌پردازد. در این داستان، جمالزاده همراه با سه نفر دیگر برای مدت کوتاهی زندانی شده است.

یکی از زندانیان، شیخی است که در گوشه‌ی زندان چمباتمه زده است: «در آن سه گوشی چیزی جلب نظرم را کرد که در وهله‌ی اول گمان کردم گربه‌ی براق سفیدی است که بر روی کیسه‌ی خاکه زغالی چنبره زده و خوابیده باشد؛ ولی خیر؛ معلوم شد شیخی است که به عادت مدرسه، دو زانو را در بغل گرفته و چمباتمه زده و عبا را گوش تا گوش دور خود گرفته و گربه‌ی براق سفید هم عمامه‌ی شیفته و شوفته‌ی اوست که تحت‌الحنکش باز شده و درست شکل دم گربه‌ای را پیدا کرده بود و آن صدای سیت و سوت هم صوت صلوات ایشان بود».

دومین نفر، به تعبیر جمالزاده فردی فرنگی‌مآب است: «چشمم به یک نفر از آن فرنگی‌مآب‌های کذایی افتاد که دیگر تا قیام قیامت در ایران نمونه و مجسمه‌ی لوسی و لغوی و بی‌سوادی خواهند ماند و یقیناً صد سال دیگر هم رفتار و کردارشان تماشاخانه‌های ایران را (گوش شیطان کر) از خنده روده‌بر خواهد کرد. آقای فرنگی‌مآب ما با یخه‌ای به بلندی لوله‌ی سماوری که دود خط آهن‌های نفتی قفقاز تقریبا به همان رنگ لوله سماورش هم درآورده بود، در بالای طاقچه‌ای نشسته و در تحت فشار این یخه که مثل کندی بود که به گردنش زده باشند در این تاریک و روشنی غرق خواندن کتاب رومانی بود. خواستم جلو رفته یک «بن جور موسیویی» قالب زده و به یارو برسانم که ما هم اهل بخیه‌ایم».

سومین مهمان این زندان تاریک، جوانکی روستایی و کلاه نمدی به سر به نام رمضان است که نگهبان نالان و گریان او را درون زندان پرت می‌کند.

اصل ماجرا با ورود جوانک به زندان آغاز می‌شود. جوانک بعد از آن‌که اشک‌هایش را پاک می‌کند و متوجه حضور سه میهمان دیگر می‌شود، اول به طرف شیخ سر در گریبان فروبرده می‌رود و شروع به درد دل با او می‌کند. «به شنیدن این کلمات مندیل جناب شیخ مانند لکه ابری آهسته به حرکت آمد و از لای آن یک جفت چشمی نمودار گردید که نگاه ضعیفی به کلاه‌نمدی انداخته و از منفذ صوتی که بایستی در زیر آن چشم‌ها باشد و درست دیده نمی‌شد، با قرائت و طمأنینه‌ی تمام کلمات ذیل آهسته و شمرده مسموع سمع حضار گردید: ‌مؤمن! عنان نفس عاصی قاصر را به دست قهر و غضب مده که الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس».

جوانک که از صحبت‌های جناب شیخ فقط «کاظم»ش را ملتفت شده، هم‌چنان هاج و واج شیخ را تماشا می‌کند و شیخ که به تعبیر جمالزاده تازه فک‌ش گرم شده، این طور ادامه می‌دهد: «جزاکم الله مؤمن! منظور شما مفهوم ذهن این داعی گردید. الصبر مفتاح الفرج. ارجو که عما قریب وجه حبس به وضوح پیوندد و البته الف البته بای نحو کان چه عاجلا و چه آجلا به مسامع ما خواهد رسید. علی‌العجاله در حین انتظار احسن شقوق و انفع امور اشتغال به ذکر خالق است که علی کل حال نعم الاشتغال است».

جوانک کلاه‌نمدی که از درد دل با شیخ ناامید می‌شود، رو به سوی مردک فرنگی‌مآب می‌کند که مشغول مطالعه‌ی رمان است. «در تمام این مدت آقای فرنگی‌مآب در بالای همان طاقچه نشسته و با اخم و تخم تمام توی نخ خواندن رومان شیرین خود بود و ابداً اعتنایی به اطرافی‌های خویش نداشت و فقط گاهی لب و لوچه‌ای تکانده و تُک یکی از دو سبیلش را که چون دو عقرب جراره بر کنار لانه‌ی دهان قرار گرفته بود به زیر دندان گرفته و مشغول جویدن می‌شد و گاهی هم ساعتش را درآورده نگاهی می‌کرد و مثل این بود که می‌خواهد ببیند ساعت شیر و قهوه رسیده است یا نه».

رمضان که خود را محتاج به درددل می‌بیند، با صدایی نرم و لرزان به فرنگی‌مآب سلامی می‌کند و از دلیل به زندان افتادنشان می‌پرسد. «به شنیدن این کلمات آقای فرنگی‌مآب از طاقچه پایین پریده و کتاب را دولا کرده و در جیب گشاد پالتو چپانده و هر دو را روی سینه گذاشته و دو انگشت ابهام را در سوراخ آستین جلیقه جا داده و با هشت رأس انگشت دیگر روی پیش سینه‌ی آهاردار بنای تنبک زدن را گذاشته و با لهجه‌ای نمکین گفت: ای دوست و هموطن عزیز! چرا ما را اینجا گذاشته‌اند؟ من هم ساعت‌های طولانی هر چه کله‌ی خود را حفر می‌کنم آبسولومان چیزی نمی‌یابم نه چیز پوزیتیف نه چیز نگاتیف. آبسولومان آیا خیلی کومیک نیست که من جوان دیپلمه از بهترین فامیل را برای یک... یک کریمینل بگیرند و با من رفتار بکنند مثل با آخرین آمده؟ ولی از دسپوتیسم هزار ساله و بی قانانی و آربیترر که میوه‌جات آن است هیج تعجب‌آورنده نیست. یک مملکت که خود را افتخار می‌کند که خودش را کنستیتوسیونل اسم بدهد باید تریبونال‌های قانانی داشته باشد که هیچ کس رعیت به ظلم نشود. برادر من در بدبختی! آیا شما اینجور پیدا نمی‌کنید؟»

رمضان بی‌چاره که از کلمات فرنگی درهم و برهم فرنگی‌مآب چیزی دستگیرش نمی‌شود، به ناچار رو به جمال‌زاده می‌کند و تا می‌بیند بالأخره یک نفر پیدا شده که با زبان فارسی سلیس با او حرف می‌زند و حرف او را می‌فهمد، به قدری ذوق می‌کند که انگار دنیا را بهش داده‌اند.

شخصیت‌های این داستان، در حقیقت نماد گروه‌های مختلف نخبگان هستند که جمالزاده با زبان نمادین آن‌را بیان می‌کند. شیخ، نماد روحانیت سنّتی و نخبگان وابسته‌ی به آن‌هاست که در فضای خود می‌زیند و از فهم مردم و برقرار کردن ارتباط با آنان ناتوانند. فرنگی‌مآب، نماد نخبگان، دانشگاهیان و تحصیل‌کردگان غرب‌گرا و غرب‌زده‌اند که حرفی از خود ندارند و باز اینان هم توان سخن گفتن با مردم را ندارند. اما جمال‌زاده در این داستان، نماد روشنفکر بومی و مردم‌گرا است که اگر چه هم بر فضا و ادبیات شیخ تسلط دارد و هم در فضای فرنگی‌مآب زیست کرده است، اما این‌همه باعث جدایی او از جامعه و فرهنگ خویش نشده است و توان برقراری ارتباط با مردم را دارد.

  • علی محمدزاده

عنوان کتاب: مناظره (متن مناظره‌های انتخاباتی یازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری اسلامی ایران ـ خرداد 1392)

سال نشر: 1392

انتشارات: تهران؛ سروش

مناظره

کتاب مناظره، شامل متن کامل مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری 1392 است. اقدام صداوسیما در انتشار این کتاب، اقدامی بسیار عاقلانه و درخور تقدیر و تشکر است؛ چرا که منبع خوبی برای تحقیقات اجتماعی بر روی انتخابات فراهم می‌کند. اما ای کاش صداوسیما انتشار متن مکتوب مباحث انتخابات را تنها به مناظره‌ها محدود نمی‌کرد و تمامی برنامه‌های تلویزیونی کاندیداها را منتشر می‌نمود. چرا که بخش زیادی از دیدگاه‌های کاندیداهای انتخابات، در قالب برنامه‌های دیگری مثل «بادوربین»، «گفت‌وگوی ویژه خبری»، «پاسخ به سؤالات کارشناسان» و... مطرح شده است.

نکته‌ی دیگر این که یکی از مشکلات محققین در استفاده از این کتاب ـ که معمولاً به روش تحلیل محتوا یا تحلیل گفتمان صورت می‌گیرد ـ نیاز به متن کتاب است. برای این منظور، محققین مجبورند برای استفاده، متن کتاب را دوباره تایپ کنند. چه خوب بود اگر فایل این کتاب نیز به صورت الکترونیک در سایت‌های فروش نسخه‌های الکترونیک کتاب عرضه می‌شد تا محققین با این مشکل نیز مواجه نباشند.

  • علی محمدزاده


اشاره:

نوشتار حاضر، در شماره‌ی 47 نشریه‌ی همگام (ماه‌نامه‌ی تحلیلی ـ راهبردی شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی) ـ تیرماه 1394 در پرونده‌ی «مسئله‌شناسی» این ماه‌نامه به چاپ رسیده است.

در صفحات 60 تا 65 این نشریه، می توانید مقاله حاضر را ملاحظه نمایید.

دریافت فایل pdf کامل شماره 47 نشریه‌ی همگام


سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعیِ «بدون شکست» چگونه محقق می‌شود؟ این نخستین پرسشی است که هنگام بحث از برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی به ذهن متبادر می‌شود. اگر نگاهی گذرا بر سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های گوناگونی که در حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی به مرحله‌ی اجرا گذاشته می‌شود بیفکنیم، مشاهده خواهیم کرد که بسیاری از آن‌ها از حصول نتیجه‌ی پیش‌بینی شده ناتوان مانده‌اند و تنها هزینه‌های مالی و انسانی بر جامعه‌ی هدف تحمیل کرده‌اند. علت این شکست چیست؟ چرا پیش‌بینی‌ها درست از کار درنیامده‌اند؟

پاسخ این پرسش‌ها را باید در رابطه‌ی میان سیاستِ فرهنگی و جامعه‌ی هدف جست‌وجو کرد. می‌توان گفت یک سیاستِ فرهنگی هنگامی با شکست مواجه می‌شود که میان آن سیاست و جامعه‌ی هدف، نسبت و رابطه‌ی درستی برقرار نشده باشد. آن‌چه واسط و رابط میان سیاستِ فرهنگی و جامعه‌ی هدف است، چیزی جز «مسئله[1]» نیست.  بنابراین، سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و اجتماعی، تنها هنگامی به نتیجه‌ی مطلوب دست می‌یابند که مبتنی بر «مسئله» و مسئله‌شناسی درست باشند. اکنون این پرسش پیش می‌آید که «مسئله» چیست؟ در این زمینه باید گفت تعریف «مسئله» و تعیین این‌که چه چیزی مسئله هست و چه چیزی مسئله نیست، از جمله بحث‌های دامنه‌دار در علوم اجتماعی بوده است و بر سر آن اختلاف نظرهای فراوانی بروز کرده است. اما در یک تعریف کلی می‌توان گفت «مسئله»های فرهنگی و اجتماعی، روندهایی کلی و بنیادین هستند که «معضلات» گوناگون فرهنگی و اجتماعی به آن‌ها باز می‌گردند و از آن‌ها سرچشمه می‌گیرند. بر اساس این تعریف، باید میان «معضل» اجتماعی و فرهنگی و «مسئله» تفاوت قائل شد. موضوعاتی چون گسترش سبک‌های جدید مصرف و زندگی، تغییر در نحوه‌ی پوشش، دگرگونی در هنجارهای جنسیتی، دگرگونی در روابط نسلی و مانند آن در عرصه‌ی فرهنگی و گسترش فقر و شکاف طبقاتی، رشد مصرف مواد مخدر، کاهش سرمایه‌ی اجتماعی و گسترش انواع و اقسام کجروی‌ها در عرصه‌ی اجتماعی، نمونه‌هایی از «معضلات» فرهنگی و اجتماعی هستند که خود ریشه در «روند»‌های کلان‌تری دارند. برای مثال، روند‌هایی چون سمت‌وسوی چالش سنت و مدرنیته در هر مقطع زمانی، موضوعات ناشی از فعال‌شدن شکاف‌های گوناگون اجتماعی در یک جامعه، چالش‌های مرتبط با کارآمدی دین در اداره‌ی کشور و نسبت آن با اقتضائات زمانه، به چالش کشیده شدن قرائت رسمی از دین از سوی قرائت‌های بدیل، شکاف میان مردم و حکومت، چالش در نسبت نظری و عملی میان توسعه و عدالت، جهت‌گیری‌های کلان در سیاست‌های اقتصادی و حرکت خزنده به سمت لیبرالیسم اقتصادی و مانند آن، از جمله روندهای کلی مورد بحث هستند که معضلات ریز و درشت اجتماعی ریشه در آن‌ها دارند. در حقیقت، تفاوت «معضل» فرهنگی و اجتماعی و «مسئله» در میزان کلیت‌بخشی آن است. مسائل اجتماعی چالش‌ها و روندهای کلانی‌اند که مقطعی و زودگذر نیستند، عمدتاً ریشه در تحولات تاریخی و شکاف‌های اجتماعی دارند و علت موجبه‌ و مبقیه‌ی معضلات اجتماعی را تشکیل می‌دهند.

برای واضح‌تر شدن مطلب، باید به این نکته اشاره کنیم که ما در یک جامعه با شمار فراوانی از معضلات اجتماعی روبرو هستیم و حتی چه بسا هر روز بسیاری از این معضلات را به چشم هم ببینیم. موضوعاتی چون فقر، اعتیاد، روسپی‌گری، وندالیسم، پرخاش‌گری، دزدی، رشوه، اقسام مفاسد اقتصادی، بدحجابی و بدپوششی، انواع و اقسام روابط جنسی غیر ازدواجی، تجاوز به عنف، کودک آزاری، کاهش گرایش به اخلاق و معنویت، گسترش بی‌توجهی به شرایع دینی، تغییر نگرش نسبت به حکومت دینی و مانند آن، نمونه‌هایی از این معضلات اجتماعی هستند. اما باید دانست که این معضلات اجتماعی که به چشم دیده می‌شوند و احساس می‌شوند، خود ریشه در روندهای کلی‌تر و ساختاری‌تری دارند که در ظاهر از چشم ما پنهان‌اند؛ اما به واقع همان‌طور که ذکر شد، علت موجبه و بقای این معضلات را تشکیل می‌دهند. به بیان دیگر، در حالی‌که معضلات اجتماعی، وضعیت‌های اظهار شده و ملموسی هستند، مسائل اجتماعی در شرایط معمول اظهار نشده و پنهان‌اند و تنها «مسئله‌شناس» فرهنگی و اجتماعی است که می‌تواند آن‌ها را تشخیص داده و متناظر با تشخیص خود، اقدام به ارائه‌ی نسخه و راه‌حل نماید. اکنون و پس از این توضیحات، در پاسخ به این پرسش که علت شکست برنامه‌ریزی‌‌های فرهنگی چیست و سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعیِ «بدون شکست» چگونه محقق می‌شود، باید گفت یک سیاستِ فرهنگی هنگامی توفیق می‌یابد که افقی فراتر از معضلات اجتماعی را ببیند و راه‌حل‌های خود را علاوه بر معضلات اجتماعی، به مسائل اجتماعی نیز مبتنی کند. در این صورت، یک سیاستِ فرهنگی و اجتماعی علاوه بر آن‌که به «معلول» پرداخته است، اندیشیدن به «علت» را نیز از یاد نبرده است. پس از تبیین چیستی مسئله‌ی فرهنگی و اجتماعی، اکنون باید به این پرداخت که «مسئله‌شناسی» فرهنگی و اجتماعی چگونه و از چه طریقی میسر و مقدور می‌شود؟ به عبارت دیگر، به چه طریقی یک سیاست‌گذار و برنامه‌ریز فرهنگی و اجتماعی می‌تواند دست به «مسئله‌شناسی» درستی بزند و این روندهای کلی و ساختارهای پنهان را کشف و فهم نماید؟

پاسخ به این پرسش، در مفهوم «تجربه‌ی زیسته[2]» نهفته است. تجربه‌ی زیسته، درکی مستقیم و بی‌واسطه از واقعیت اجتماعی است که فرد در بافت[3] یا موقعیتی معین آن را می‌فهمد. بنابراین، تجربه‌ی زیسته با نوعی آگاهی بی‌واسطه همراه است. مقصود آن است که برنامه‌ریز و سیاست‌گذار فرهنگی، نمی‌تواند از پشت میز کار و صرفاً بر اساس مطالعات و دانش نظری خود اقدام به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی نماید؛ بلکه این برنامه‌ریزی، نیاز به «داده‌های میدانی» دارد که از تجربه‌ی زیسته‌ی بی‌واسطه‌ی محقق و یا استفاده از تجربه‌ی زیسته‌ی بی‌واسطه‌ی دیگران حاصل می‌شود. مقصود از داده‌های میدانی، اطلاعات و داده‌های موجود در واقعیت یک جامعه است که در زندگی روزمره‌ی مردم وجود دارد.

بنابراین، سیاست‌گذار فرهنگی و اجتماعی در وهله‌ی نخست بایستی خود درکی بی‌واسطه از آن‌چه در جامعه‌ی خودش می‌گذرد داشته باشد؛ بداند در گفت‌وگوهای میان مردم چه موضوعاتی رد و بدل می‌شود؛ گروه‌ها و دسته‌های گوناگون مردم چگونه زندگی می‌کنند و در عرصه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با چه مشکلاتی روبه‌رویند و دیدگاه عمومی مردم پیرامون موضوعات گوناگون چیست. زندگی ایزوله ـ یعنی به دور از جامعه ـ برای کسی که قصد شناخت جامعه و برنامه‌ریزی برای آن را دارد، مهم‌ترین علت دوری از مسئله‌شناسی است. کسی که از منزل با خودروی شخصی به محل کار ـ دانشگاه یا یک سازمان فرهنگی ـ مراجعت می‌کند و دوباره با خودرو شخصی به منزل بازمی‌گردد؛ بدون آن‌که بداند کف خیابان‌های شهر چه در حال رخ دادن است، قطع به یقین نمی‌تواند مسئله‌شناس خوبی باشد. محقق و برنامه‌ریز فرهنگی بیش از آن‌که نیاز به مطالعه پیرامون معضلات و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی داشته باشد، باید خود این معضلات و مسائل را با گوشت و پوست خود درک کند؛ تنها در این صورت است که او می‌تواند به نوعی «درون‌نگری هم‌دلانه» با مردمی که مخاطب برنامه‌ریزی فرهنگی هستند دست یابد و درد آن‌ها را بفهمد. آن‌ها که در طول تاریخ مرد زمانه‌ی خویش بوده‌اند، برج‌عاج نشینان و عافیت‌طلبان نبوده‌اند؛ بلکه آدم‌هایی بوده‌اند که به تمام معنا در همین جامعه می‌زیسته‌اند و در درد و رنج گروه‌های مختلف مردم با آنان شریک بوده‌اند.

دست‌یابی به این داده‌های میدانی، علاوه بر آن‌که از تجربه‌ی زیسته‌ی خود محقق و سیاست‌گذار فرهنگی و اجتماعی حاصل می‌شود، می‌تواند حاصل تحقیق و پژوهش از تجربه‌ی زیسته‌ی افراد مختلف و گروه‌های گوناگون مردم نیز باشد. بنابراین، برنامه‌ریزی فرهنگی ناظر به هر سمت‌وسویی که هست، اولین گام آن اقدام به گردآوری داده‌های میدانی است که از تجربه‌ی زیسته‌ی بی‌واسطه سیاست‌گذار فرهنگی و یا جامعه‌ی هدف حاصل می‌آید.

اما اکنون باید به این پرسش پاسخ گفت که محقق و برنامه‌ریز فرهنگی برای دستیابی به این مسئله‌شناسی باید چه مراحلی را پشت‌سر بگذارد و به چه طریقی عمل کند؟

همان‌طور که گفتیم، اولین مرحله، گردآوری داده‌های میدانی از جامعه‌ی هدف است که یا از طریق حضور محقق در جامعه‌ی هدف و کسب تجربه‌ی زیسته توسط خود او و یا از راه استفاده از تجربه‌ی زیسته‌ی گروه‌های مختلف مردم جامعه‌ی هدف صورت می‌پذیرد. به عبارت دیگر، محقق می‌تواند خود در جامعه‌ی مورد مطالعه حضور یابد و به کمک تکنیک «مشاهده‌ی مشارکتی» به گردآوری داده‌هایی از جامعه‌ی هدف بپردازد؛ و یا این‌که با استفاده از روش‌های گوناگون کمی و به‌ویژه کیفی تحقیق، اطلاعاتی از جامعه به دست آورد.

پس از طی شدن این مرحله، محقق اجتماعی داده‌هایی از جامعه در اختیار دارد که به روش‌های مختلف به دست آمده‌اند. این داده‌ها عمدتاً به معضلات اجتماعی ریز و درشت موجود در جامعه مربوط هستند. حال نوبت به تحلیل و بازتحلیل مکرر داده‌های به دست آمده می‌رسد. داده‌ها باید در گروه‌ها و طبقات بزرگ‌تر و بزرگ‌تر طبقه‌بندی شوند تا زمانی‌که محقق به چند طبقه‌ و دسته‌ی بزرگ دست یابد؛ طبقاتی که دیگر نتوان آن‌ها را در هم ادغام کرد و موضوعاتی مجزای از یکدیگر به حساب آیند. پس از این مرحله، نوبت که کشف روندهای کلی یا همان مسائل اجتماعی می‌رسد. انجام این مرحله، نیازمند «ذهنی تئوریک» و ورزیده است که خود حاصل تجربه، مطالعه و تفکر است و تنها از عهده‌ی کسانی بر می‌آید که از تجربه و دانش کافی برخوردار باشند. هنر محقق اجتماعی آن است که بتواند از خلال این داده‌های میدانی، «روند»های کلی را کشف و فهم نماید. در این صورت، محقق به مهم‌ترین «مسائل» جامعه‌ی هدف پی‌برده است؛ مسائلی که داده‌های میدانی به دست آمده، دلالت بر آن‌ها می‌کنند.

 مراحل مورد بحث، در نمودار زیر آمده است:

نمودار مسئله شناسی

همان طور که از نمودار فوق پیداست، برنامه‌ریز و سیاست‌گذار فرهنگی، پس از توجه به معضل اجتماعی، گردآوری داده‌های میدانی پیرامون آن معضل اجتماعی و کشف روندهای کلی و مسائل اجتماعی، با این عینک نظری حاصل از این مسئله‌شناسی مجدداً به جامعه بازگشته و موضوعات مدنظرش را مورد تحلیل مجدد قرار می‌دهد. این فرآیند تحلیل و بازتحلیل مجدد تا آن‌جا ادامه می‌یابد که سیاست‌گذار و برنامه‌ریز فرهنگی و اجتماعی، به راه‌حلی مقتضی راه بَرد.



[1] problem

[2] Lived experience

[3] Context

  • علی محمدزاده